عاشقانه

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

اللهم اغننا عن هبه الوهابین بهبتک  خدایا با بخشش خود مارا از بخشش بخشندگان بی نیاز کن.. چندین وقته که من بخاطر سر شلوغی و کارهای همسرم صبح تا شب تنهام...از جابجایی مغازه گرفته تا کارهای هیئت تا بعضی کارای باباش که به عهده ش افتاده و..صبح تا ظهر که برای ناهار میاد مشغول کارای خونه و آشپزی و...ام ولی عصر تا شب واقعا خیلی حوصلم سرمیره...گاهی عصر میرم خونه مادرم..اونا مشغول رسیدگی به خواهر کوچیکم و پسر یکساله اش هستن..با پسر من دعوا میکنن واقعا دلم براش کبابه..هادی من با هزار ذوق و شوق میاد پیش پسرخاله اش چقدر دوستش داره ولی همش دعواش میکنن اینکارو نکن اونکارو نکن و...هرچی میگن بازم با اون قلب مهربونش دنبال پسرخالش میره و می...
22 آذر 1403

رفتار های کوچیک و آزاردهنده همسر

نمیدونم چرااینقدر من حالم بده ...رفتار های همسرم بعضا خیلی آزارم میده ....از بیرون نگاه کنی شاید هیچی نباشه ولی خیلی حالمو بد میکنه...یه نمونش صبح اول وقت نوبت دکتر گرفتم که میخواد سرکار بره منو برسونه دکتر ...حالا هروقت بخواد بره ۳۰ ثانیه دیرتر ازش آماده بشم قشقرق به پا میکنه خیلی ازارم میده با نگاه غضب آلود و رفتار خیلی بد وقتی هم سوار ماشین میشیم تمام خشمش رو سر رانندگی و گاز دادن خالی میکنه یه جوری گاز میده و از رو دست انداز ها میپره که ادم دل و رودش میپیچه به هم اصن حالم خوب نیست...گیر کردم تو زندگیم..انگار نه راه پس دارم نه راه پیش...از یه طرف بیمحلی مفرط و از طرفی توقع های بی جا...خیلی کم آوردم‌.نمیدونم چکار کنم چجوری خود...
6 آذر 1403

هوالمحبوب

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست...
29 مهر 1403

نیمه ی عاشق ترم را باد برد..

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمة عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد حامد عسکری ...
8 مهر 1403

هیئت۶

وقتی مردم کی جای من زیارت میشینه جلو ضریحت میمونه به زیر سایت وقتی مردم کی میاد سر مزارم خودتم میدونی جز تو به خدا کسی ندارم... تنگ میشه دلم برات پدرو مادرم فدات اگه مردیم نیومدیم یه سر بزن به نوکرات.. یه فراز از دعای ۵۳ صحیفه سجادیه اینجور به خدا عرضه میکنه :  مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي ، وَ امَّحَى مِنَ الَْمخْلُوقِينَ ذِكْرِي ، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ (5) مولای من! هنگامی‌که اثر و نشانم از دنیا قطع شد و زیر خاک رفتم و یادم از خاطر آفریده‌ها محو شد و هم‌چون کسی که فراموش شده، در زمرۀ فراموش‌شدگان قرار گرفتم؛ به من رحمت آر. ﴿6﴾...
25 شهريور 1403

هیئت۵

دهه محرم دهه اوج کار هیئت هاست به تبعش اختلاف نظرها و اصطکاک ها بین بچه های هیئت نمود بیشتری پیدا میکنه...البته که صفای دورهمی بچه ها و کار کردن برای امام حسین خیلی بیشتره ولی بهرحال اختلاف نظر ها و بحث ها توی گروه باز شروع میشه...مراسم امسال صبح ها ساعت ۳/۵بود همراه با اقامه نماز صبح حقیقتا با اینکه جمعیت ریزش داشت بخاطر ساعت مراسم ولی من مراسم صبح ها رو خیلی دوست دارم خیلی...بعضی بچه ها به ساعت مراسم اعتراض داشتن و شرکت نمیکردن ؛میگفتن چرا مراسم رو شب برگزار نمیکنید و یا اینکه چرا مراسم جوون پسند نیست؟چرا مداح ذکر نمیگه(همون زیر صدای حسین حسین که بعضا روش اشکال میکنن) ولی هیئت همیشه تمرکزش روی درست برگزار کردن مراسم بوده هیئت هیچ و...
28 تير 1403

نماز ظهر عاشورا

دیدی که چگونه من شهید تو شدم هنگام نماز، رو سفید تو شدم گفتم: اَوَفَیتُ یا اباعبدالله... خوشبخت شدم تا که سعید تو شدم روز عاشورا هنگامى كه امام(عليه السلام) در زير باران تيرها به نماز ايستاد «سعيد بن عبدالله» و تنى چند از ياران فداكار آن حضرت در پيش روى امام ايستادند و بدن خويش را سپر تيرها كردند و درد تيرها را با تمام توان در صورت و سينه و پهلوى خود به جان خريدند، سعيد با اصابت سيزده تير در بدنش بر زمين افتاد و گفت: «أَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنَ عاد وَ ثَمُودَ، أَللّهُمَّ أَبْلِغْ نَبِيَّكَ عَنِّي السَّلامَ وَ اَبْلِغْهُ ما لَقيتُ مِنْ أَلَمِ الْجَراحِ فَإنِّي اَرَدْتُ ثَوابَكَ فِي نُصْرَةِ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ...
23 تير 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد