عاشقانه

نیامده ست

رفته... هنوز هم نفسم جا نیامده ست عشقِ کنارِ وصل، به ماها نیامده ست معشوق، آنچنان که تویی دیده روزگار عاشق چو من هنوز به دنیا نیامده ست صد بار وعده کرد که فردا ببینمش  صد سال پیر گشتم و فردا نیامده ست یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم  یکبار هم برای تماشا نیامده ست ای مرگ جام زهر بیاور که خسته ایم امشب طبیب ما به مداوا نیامده ست دلخوش به آنم از سر خاکم گذر کند گیرم برای فاتحه ی ما نیامده ست   #حامد_عسکری ...
5 فروردين 1404

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد..وقت آن است که بدرود کنی زندان را

✨صاحبِ شب قدر، امام زمان علیه‌السلام است  و بالاترین بهره‌ها در این شب برای کسی است که به درگاه ایشان روی بیاورد و به آن حضرت متوسل شود.  لذا شاید بتوان گفت مهمترین عمل در این شب سرنوشت ساز خواندن مکرر دعای سلامتی امام زمان سلام الله علیه "اللهم کن لولیک..." است.
3 فروردين 1404

یا علی

کوفه از ضربت یک تیغ دلش سرد نشد، باقی فتنه برای بدنِ اکبر ماند...💔 ...
2 فروردين 1404

یا امام حسن مجتبی

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است که موی تیره و روی سفید با حسن است مبین ز نسل حسن هیچ کس امام نشد به حسن بینی اگر هر امام را حسن است به کفر گفت که دست حسن دوایی نیست درست گفت برادر، خود دوا حسن است حسین می شنوم هرچه یا حسن گویم دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است حسین نهی به قاسم دهد حسن دستور ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت بیا که کنیه شیرخدا اباحسن است
19 اسفند 1403

دعای سحر

هنگام سحر، شیعیان دعایی را زمزمه می‌کنند که بسیار ساده و درعین حال عمیق و پرمحتواست اما همین دعا درترجمه های مرسوم به صورت یک سری ورد یا زمزمه‌هایی در می آیدکه تقریباً خالی از محتوا شده و طبعاً اثر گذاری خود را از دست می‌دهد. این اتفاق ممکن است در بسیاری از ادعیه دیگر هم رخ داده باشد اما به نظر می‌رسد درباره دعای سحر به شکلی عجیب و غیر قابل باور اتفاق افتاده باشد. کسانی که اندک توجهی به محتوای این دعا کرده باشند در می‌یابند دعای سحر مجموعه‌ای از بندهاست که با ریتمی موزون و ثابت و حتی عباراتی مشابه تکرار می‌شود: ‌«اللهمانی أسئلک من جمالک…» یا «… من کمالک… من جلا...
23 بهمن 1403

من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی حامد_عسکری
29 دی 1403

حالم بده

امروز یه هفته ای هست که سزارین کردم...حالم هنوز خیلی بده و تقریبا جاخوابم...اینقدر درد پهلو،نفخ و ضعف دارم که تو تصورم هم نمیگنجید..هرچی منتظرم بهتر بشم باز دوباره حالم برمیگرده...دو سه شب فقط گریه میکردم و داد میزدم و بیخواب شده بودم...هر بار دستشویی رفتن مکافاته برام...و زحمت زیادی رو دوش بقیه گذاشتم که امیدوارم خدا براشون جبران کنه  بعد از یه هفته احساس میکنم خیلی از لحاظ روحی هم حساس شدم مثلا اینکه بهم میگن اگه جای من بودی چکار میکردی یا من تو فلان شرایط بودم اینکارو کردم اونکارو کردم...و در حال ذکر فضائلشونن...اینقدر که امروز اشکم بابت یکی از همین دست حرفا دراومد...نمیدونم چه جوابی باید بدم یا توقع دارن چکار کنم...بدن ها فر...
17 دی 1403

۷ سال

۷ سال پیش این وبلاگ رو درست کردیم تا با همسرم از خاطراتمون اینجا بنویسیم تاریخ دقیقش ۱۹ دی بود حدود دوماه قبل از عروسی مون بود...حالا ۷ سال گذشته و ما پدر و مادر دوتا بچه ایم... از خدا برای همه و خودمون طلب سلامتی و عافیت و عاقبت بخیری و دل خوش دارم.
17 دی 1403

آه

آه آه از دل من که ازو نیست به جز خون جگر حاصل من زانکه هر دم فکند جان مرا در تشویش چه کنم با دل خویش؟ چه دل مسکینی؟ که غمین می شود اندر غم هر غمگینی هم غم گرگ دهد رنجش و هم غصه ی میش چه کنم با دل خویش؟ در دلم هست هوس ...
5 دی 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد