سیب
يخچال خانه ي ما را که باز کني اگر خالي از هرچيزي هم باشد، محال ممکن است که سيب در ان پيدا نکني! انگار محکوممان کرده اند به سيب خوردن! يا رسم است هرروز سيب بخوريم! هرچند تنها مادرم پايبند اين رسم عجيب است که سيب براي پوست مفيد است. امروز هم کيسه ي دو کيلويي سيب روي کابينت مثل پتک روي سرم فرود امد و شکايت کردم:"اي بابا.. بازم سيب خريدي که! مامان! اينهمه ميوه ي خوب!" بعد يکهو دلم براي سيبها سوخت، يکي از آنها را برداشتم و خوردم تا فکر نکنند ميوه بدي هستند يا خيلي ازشان بدم مي ايد! اخر اصلا تقصير سيبها نبود. اگر سيب ها هم مثله گوجه سبز، ميوه نوبرانه بودند و مارا منتظر ميگذاشتند، شايد حالا کمي بيشتر مورد توجه قرار ميگرفتند و بي صبرانه من...


