عاشقانه

بی تفاوت

در این اوضاع وانفسا مباش از بی‌تفاوت‌ها تبر بر دوش باید بود در پیکار با بت‌ها...
15 خرداد 1404

فضل

 امشب سوره جمعه رو میخوندم آیه ۴ میفرماید:ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۴﴾ خدایا خیلی چشم طمع به فضل تو دارم ...تو دارای فضل بزرگی هستی بقول آقای پناهیان که میگفت میپرسن فضل خدا رو چجوری میتونیم بدست بیاریم؟گفت اگه قانون داشت دیگه فضل نبود عدل بود؛این فضله میفهمی؟...خدایا منو لایق فضلت بدون از فضلت بهم ببخش من هیچی ته کاسه م نیست صفر مطلقم فقط امید به فضل تو دارم
9 خرداد 1404

داریم با حسین حسین پیر میشویم

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم این دو پیا له را به ملک هم نداده ایم تا وقت میکنیم حسینیه می رویم ما سالهاست شیعه ی گریان جاده ایم با هر سلام صبح به آقای بی کفن انگار روبروی حرم ایستاده ایم با رعیتی خانه ی ارباب با وفا احساس میکنیم که ارباب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسین شد ممنون لطف مادر این خانواده ایم بال ملا ئک است که ما را میاورد یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم داریم با حسین حسین پیر میشویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم علی اکبر لطیفیان
19 ارديبهشت 1404

صف العیش نصف العیش

وقتی آدم در گلزار ادعیه و مناجات ها پا میزاره هر بار شمه ای از زیبایی های فراز های دعاها اون رو مجذوب خودش میکنه..اینقدر تصورشون قشنگه که آدم از ته دل آرزو میکنه که ای کاش الساعه این دعا براش با مرحله اجابت برسه رهبر این شعر اخوان رو میخونن و میگن من این شعر رو خطاب به صحیفه سجادیه و دعای ابوحمزه ثمالی میخونم "ای تکیه گاه و پناه زیباترین لحظه های پرعصمت و پرشکوه تنهایی و خلوت من.. ای شط شیرین پر شوکت من.." من قسمتی مناجات العارفین امام سجاد رو اینجا میزارم که به نظرم به معنای واقعی کلمه معنای وصف العیش نصف العیش هست... "إِلٰهِى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذِينَ تَرَسَّخَتْ أَشْجارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِى حَدا...
11 ارديبهشت 1404

یا من ربط علی قلب ام موسی

مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفتهٔ رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای گر نیارد ایزد پاکت به یاد آب خاکت را دهد ناگه به باد وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است پردهٔ شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی ؟ در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است نیست بازی کار حق، خود را مباز آنچه بردیم از تو، باز آریم باز سطح آب از گاهوارش خوشتر است دایه‌اش سیلاب و موجش مادر است رودها از خود نه طغیان...
3 ارديبهشت 1404
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد