عاشقانه

هیئت۶

وقتی مردم کی جای من زیارت میشینه جلو ضریحت میمونه به زیر سایت وقتی مردم کی میاد سر مزارم خودتم میدونی جز تو به خدا کسی ندارم... تنگ میشه دلم برات پدرو مادرم فدات اگه مردیم نیومدیم یه سر بزن به نوکرات.. یه فراز از دعای ۵۳ صحیفه سجادیه اینجور به خدا عرضه میکنه :  مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي ، وَ امَّحَى مِنَ الَْمخْلُوقِينَ ذِكْرِي ، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ (5) مولای من! هنگامی‌که اثر و نشانم از دنیا قطع شد و زیر خاک رفتم و یادم از خاطر آفریده‌ها محو شد و هم‌چون کسی که فراموش شده، در زمرۀ فراموش‌شدگان قرار گرفتم؛ به من رحمت آر. ﴿6﴾...
25 شهريور 1403

هیئت۵

دهه محرم دهه اوج کار هیئت هاست به تبعش اختلاف نظرها و اصطکاک ها بین بچه های هیئت نمود بیشتری پیدا میکنه...البته که صفای دورهمی بچه ها و کار کردن برای امام حسین خیلی بیشتره ولی بهرحال اختلاف نظر ها و بحث ها توی گروه باز شروع میشه...مراسم امسال صبح ها ساعت ۳/۵بود همراه با اقامه نماز صبح حقیقتا با اینکه جمعیت ریزش داشت بخاطر ساعت مراسم ولی من مراسم صبح ها رو خیلی دوست دارم خیلی...بعضی بچه ها به ساعت مراسم اعتراض داشتن و شرکت نمیکردن ؛میگفتن چرا مراسم رو شب برگزار نمیکنید و یا اینکه چرا مراسم جوون پسند نیست؟چرا مداح ذکر نمیگه(همون زیر صدای حسین حسین که بعضا روش اشکال میکنن) ولی هیئت همیشه تمرکزش روی درست برگزار کردن مراسم بوده هیئت هیچ و...
28 تير 1403

نماز ظهر عاشورا

دیدی که چگونه من شهید تو شدم هنگام نماز، رو سفید تو شدم گفتم: اَوَفَیتُ یا اباعبدالله... خوشبخت شدم تا که سعید تو شدم روز عاشورا هنگامى كه امام(عليه السلام) در زير باران تيرها به نماز ايستاد «سعيد بن عبدالله» و تنى چند از ياران فداكار آن حضرت در پيش روى امام ايستادند و بدن خويش را سپر تيرها كردند و درد تيرها را با تمام توان در صورت و سينه و پهلوى خود به جان خريدند، سعيد با اصابت سيزده تير در بدنش بر زمين افتاد و گفت: «أَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنَ عاد وَ ثَمُودَ، أَللّهُمَّ أَبْلِغْ نَبِيَّكَ عَنِّي السَّلامَ وَ اَبْلِغْهُ ما لَقيتُ مِنْ أَلَمِ الْجَراحِ فَإنِّي اَرَدْتُ ثَوابَكَ فِي نُصْرَةِ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ...
23 تير 1403

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد..وقت آن است که بدرود کنی زندان را

رونق عهد شباب است دگر بستان را می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش خاکروب در میخانه کنم مژگان را ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان مضطرب حال مگردان من سرگردان را ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را برو از خانه گردون به در و نان مطلب کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد وقت آن است که بدرود کنی زندان را حافظا می ...
25 خرداد 1403

هیئت۴

توی هیئت کار زمین نمیمونه.. شنیدین بعضی جاها میخوان کاری رو سریع پیش ببرن و همه کمک بدن میگن بیاین هیئتی کار کنین زود تموم شه؟ جایی خوندم که تو هیئت کسی منتظر نمیمونه بهش بگن این کارو کن هرکسی میاد ببینه یه گوشه کاری زمین مونده سریع مشغول میشه و کار رو بدست میگیره... چون کار صاحب داره..چون به چشم صاحبش میاد..هرکسی یه جوری میخواد خودشو پیش امام حسین عزیز کنه..میخواد فقط اقا تو هیئت ببینتش بشناستش...حتی خانما وقتی میخوان برای مراسم چیزی رو بسته بندی کنن خیلی دقت میکنن تا صاف وخوشگل و چشم نواز بسته بندی کنن میگن برا مهمونای امام حسینه...توی هیئت انگار همه چی یه جور دیگه ست..دعوا هست بحث هست اختلاف نظر هست اما همه زود بخاطر امام حس...
17 خرداد 1403

السلام علی نسوه البارزات..

دومین روضه ای که خیلی خیلی دلم رو بدرد میاره و از روایات هم رسیده که خیلی عظیم و بزرگه روضه ی حضرت زینب(س)هست..روضه اسارت زنان،روضه ی شام ...من شنیدم که حضرت زهرا روز های آخر خیلی گریه میکردند وقتی علت سوال شد گفتند که وقتی جنازه ام رو میبرن و روش پارچه میندازن حجم بدنم پیداست و ازین بابات خیلی ناراحت بودند تا وقتی که گفتند بهشون که یه مدل تابوت هست که داخل اون حجم بدن پیدا نیست ایشون آروم شدند و خیالشون راحت شد... حالا وقتی فکر میکنم که دختر ایشون و نوامیس حرم رو به اسارت بردند و بدون روبنده اونها رو همراه رئوس شهدا توی بازار میچرخوندند دلم بدرد میاد...که حضرت زهرا اون لحظات چه حالی داشتند وقتی به هلهله ی مردم و جسارت ها و توهین ...
3 خرداد 1403

من ز خود هیچ ندارم که بدان فخر کنم..

از شنیدن خبر امروز خیلی ناراحتم  از دیروز تا صبح خیلی استرس کشیدیم اخر با این خبر غم توی قلبمون نشست.. واقعا راسته که خدا اولیائش رو بین مردم پنهان کرده.. آدمایی اطراف ما شهیدوار زندگی میکنن و تازه بعد از شهادتشون ما روی زندگیشون فلش بک میزنیم تا ببینیم چکار کردن که شهادت روزی شون شد مثل حاج عادل رضایی مثل سید ابراهیم رئیسی مثل حسین امیرعبداللهیان.. و.... من از دیروز میدونستم شهید میشن..اهل بیت خوش سلیقه اند حاج قاسم رو ایام فاطمیه میبرن عادل رضایی رو روز میلاد حضرت زهرا و سید ابراهیم رئیسی هم که خادم الرضا بود رو روز میلاد آقا امام رضا میبرن اللهم صل علی محمد و آله و اسئلک ان تجعل وفاتی قتلا فی ...
31 ارديبهشت 1403

بیدار شو بیدار شو

ای دل دمی بیدار شو، مستی مکن هشیار شو، با اهل ایمان یار شو رفتند و ما هم ميرويم موسی چه شد؟ عیسی چه شد؟ نوح نبی الله چه شد؟ رفتند و ماهم میرویم ..   با دل بگفتم در سحر، ای از قیامت بی خبر، برخیز در عالم نگر رفتند و ما هم ميرويم برخیز در وقت نماز، رو کن به درگاه نیاز، عذر گناهانت بساز رفتند و ما هم ميرویم چندین جوان نازنین ، خفتند در زیر زمین ، باور نداری رو ببین رفتند و ما هم ميرويم
22 ارديبهشت 1403

تنهایی

امروز تنهایی رو با گوشت و پوست و استخونم درک کردم،همسرم رفته اردو با دوستاش مامانم هم رفتن خارج از شهر...من هم بعد از مدت ها که تو خونه نشستم فکر میکردم امروز میتونم برم بیرونی جایی روحیم عوض بشه؛ولی گفت باید بره اردو..مامانم هم نیست..هیچ کس نیست..چقدر سخته باوجود کسی تو بازم تنها باشی،خیلی سخت تر و کشنده تر از نبودن کسیه...اینقدر فشار عصبی رومه بدنم داغ کرده همش تپش قلب دارم...همش بغض دارم و گریه ام میگیره تو خونه همش باید به در و دیوار نگاه کنم دست و دلم به هیچ کاری نمیره خیلی حال بدی دارم
21 ارديبهشت 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد