عاشقانه

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی..خلیل آتشین سخن،تبر بدوش بت شکن..خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

اولین سالگرد عقدمون

1397/5/13 14:51
نویسنده : فاطمه
480 بازدید
اشتراک گذاری

امروز اولین سالگرد  عقد منو همسرمه!هدیه ای که هرروز خدارو بابت داشتنش شکر میکنم و برای جدش صلوات میفرستم .....روزهای خیلی خوشی رو کنار هم داشتیم و سعی کردیم زندگیمونو بسازیم😊

سعی کردم همیشه شاکر خدا باشم گرچه گاهی نتونستم اونجوری که باید رفتار کنم ..محمدم ازت ممنونم که همیشه مثل کوه پشتم بودی و آرامش زندگیم بودی و همیشه با سعه صدر باهام برخورد کردی

تو تنها عشق منی

پسندها (4)
نظرات (2) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
💟مامان و بابای حسین💟💟مامان و بابای حسین💟
13 مرداد 97 14:57
مبارکه انشاألله یک عمر کنار هم با دل خوش و تن سالم زندگی کنید .  گلگلگلگلگلگلگل
فاطمه
پاسخ
خیلی ممنون عزیزم شما هم به همچنین
مامان و بابامامان و بابا
25 مرداد 97 6:34
خدایا تواون عشق نابی  تمومی نداری منتظر
1

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد