عاشقانه

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی..خلیل آتشین سخن،تبر بدوش بت شکن..خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

فراق

1396/11/28 0:40
نویسنده : فاطمه
97 بازدید
اشتراک گذاری

امشب خیلی دلم گرفته..یهو غمگین شدم!نمیدونم چرا اینجوری شدم

شوهرم داره توی خونه کار میکنه منم تو خونه خودمون..دوریش برام سخت شده!کاش زودتر تموم میشد این چند روز....

روشنایی خونمون جالب نشده..اعصابم خورده!

دلم میخواد سه روز بخوابم

 

پسندها (2)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد