عاشقانه

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی..خلیل آتشین سخن،تبر بدوش بت شکن..خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

به نام خدا

خداروشکر عروسیم به خوبی برگزار شد....حالا تقریبا دوماهه که عروسی کردم..اگه خدا بخواد میخوام برم توی اقدام برای بچه دار شدن..اینماه زمان تخمک گذاری رو فقط جلوگیری طبیعی داشتم بقیشو نه!بااین حال پریودم عقب افتاد..و بیبی چک زدم منفی بود بعد از چند روز هرچی رازیانه خوردم بی فایده بود دوباره دیشب بیبی زدم منفی بود...بااینکه اصلا توی اقدام نبودم ولی خیلی دلم گرفت..یه حس ناامیدی بهم دست داد! دلم میخواست انگار حامله باشم!و راستش کمی هم افکار منفی و ناامیدکننده اومد سراغم!!خدا به همه ی منتظرا صبر بده و فرزند سالم و صالح روزیشون کنه !خدابخواد ماه دیگه میرم برای اقدام..عاجزانه از خدا میخوام که این موهبت رو نصیب منم بکنه و زود مادر بشم!
8 ارديبهشت 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد