عاشقانه

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی..خلیل آتشین سخن،تبر بدوش بت شکن..خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

بچه های بهزیستی

امروز که رفته بودم موسسه قرآن که امتحان تجوید بدم اونجا چندتا از بچه های بهزیستی رو آورده بودن ... ساکت و آروم کنار مربی شون نشسته بودن ظاهرهای نحیف و لاغر و چهره های بیحال و زرد...مثل بچه های دیگه ای که دیده بودم نبودن!!شادی و طراوت اونا رو نداشتن و مثل اونا شیطونی و بازی نمیکردن!!بعضیاشونم معلول بودن!یکیشون بود که دستاش رشد نکرده بودن و کوتاه بودن ...آدم گاهی دلش میگیره...کاشکی همه ی کسایی که بچه دار نمیشدن و توی همین نی نی وبلاگ مینالن و غمگینن یکی مثل این بچه ها رو به سرپرستی قبول میکردن...خدا انشاءالله توفیق بندگی به هممون بده پی نوشت:برنامه یوسف اصلانی در خندوانه رو ببینید ...
21 دی 1396

ازدواج دانشجویی

امروز با همسری رفتیم دانشگاه و برای ازدواج دانشجویی اسممونو نوشتیم...خیلی حس خوبی بود ایشالا که آقا امام رضا بطلبه و با هم بیایم پابوسش.. حالا اینکه تاریخش کی باشه دست خودمونه ایشالا توی یه فرصت مناسب بعد از عروسیمون بریم و تاریخشو انتخاب کنیم  خیلی ذوق دارم..خدایا خودت قسمتمون کن به سلامتی بریم و برگردیم
20 دی 1396

بسم الله الرحمن الرحیم

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هرچه برسر ما میرود ارادت اوست... من و همسرم تصمیم گرفتیم قبل از عروسیمون که ان شاالله 16 اسفنده یه سری کارای مذهبی رو انجام بدیم ..از جمله خوندن نمازای قضا و روزه های قضامون و تموم کردن ختم قرآن من نمازهای قضامو خوندم 12 تا روزه قضا دارم و تموم کردن ختم قرآن.. همسرم آقا محمد هم فقط نماز قضا و ختم قرآن و دادن رد مظالم که بنظرم مهمه.... امیدوارم که موفق باشیم و همه چیز بخوبی پیش بره و صل الله علی محمد و آله الطاهرین ...
19 دی 1396
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عاشقانه می باشد